یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۳

تجربه کتابداری در جنگ/ هرمزگان؛

مشارکت‌دادن اعضا در برگزاری برنامه‌های کتابخانه، راهی موثر برای کاهش اضطراب ناشی از جنگ

کتابداری در جنگ هرمزگان

مسئول کتابخانه شیخ جعفر زمانی تختی در بندرعباس، با بیان اینکه در مراسمی که کتابخانه برای بزرگداشت چهلم رهبر شهید و بچه‌های میناب برگزار کرد، اجرای برنامه‌ها را کاملا در اختیار بچه‌ها قرار دادیم، نتیجه آن‌ را افزایش قوت قلب و حس مفیدبودن برای ایران در خط مقدم جنگ عنوان کرد.

به گزارش اداره‌کل روابط‌ عمومی و امور بین‌الملل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، جنگ، واژه تلخ و سیاهی است که با شیرینی و روشنی کتاب و کتابخوانی در تضاد است و این یعنی آبی که آتش این روزهای ما را خاموش می‌کند، حفظ فرهنگ کتاب خواهد بود که با بازماندن کتابخانه و تداوم کتابخوانی میسر می‌شود و هر دو به همت کتابدار جامه عمل می‌پوشد. ایرانِ عزیزِ ما، در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ درگیر دو مقطع جنگ تحمیلی از سوی دشمن آمریکایی_صهیونیستی شد که در پی آن، به بسیاری از شهرها حمله شد و روح و روان هموطنان تحت تاثیر فشار ناشی از شدت این بحران قرار گرفت که در نتیجه، کتاب و کتابخانه بدل به پناهگاه امن آنها شد. اکنون به سراغ کتابداران فعال و موثر در استان‌های مختلف کشور رفتیم که هر یک ترکیب تجربه، تخصص و خلاقیت را همراه کار خود کرده‌اند تا از تجربه مدیریت جامعه اعضای کتابخانه خود در دو جنگ دوازده روزه و رمضان برای ما بگویند تا آن‌ها را به‌عنوان افتخاری دیگر برای نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور ثبت و ضبط کنیم؛ با این امید که دیگر هیچگاه شاهد چنین تجربه‌ای در این شکل و ابعاد نباشیم.

هرمزگان، سرزمینی که شاهد جنگاوری و شجاعت تنگسیری‌ها بوده است، همچون مادری مهربان، فرزند عزیزش تنگه هرمز را در پهنه نیلگون خلیج فارس در برگرفته و بیش از ۲۰۰ روز و شب است که عزت و شرف ایران را یک‌تنه پاسداری می‌کند و کتابخانه‌های عمومی، بهترین بستر برای تقویت روحیه مقاومت در مردمان آن دیار جلوه می‌کند. طیبه برخورداری؛ مسئول کتابخانه عمومی شیخ جعفر زمانی تختی در بندرعباس است که از سال ۱۳۹۵ در نهاد مشغول شده و از ابتدا در همین کتابخانه، صاحب تجربه شده است. گفت‌وگو با او که با سلاح کتاب، سرشار از بغض از داغ دانش‌آموزان میناب و غرور سرافرازی از مقاومت مردم دلیر پهنه جنوبی کشور است که بیش از تمام کشور مزه جنگ را چشیده و شاید به جرأت می‌توان گفت، با توجه به حادثه دلخراش میناب، بار اداره کتابخانه در شرایط بحرانی را سنگین‌تر از بقیه تجربه‌ می‌کند. این مصاحبه ویژه را با یاد شهدای مظلوم مدرسه شجره طیبه میناب بخوانید؛

مشارکت‌دادن اعضا در برگزاری برنامه‌های کتابخانه، راهی موثر برای کاهش اضطراب ناشی از جنگ

وی در ابتدا، به روایت روز نهم اسفند پرداخت و گفت: روزی که مدرسه شجره طیبه را با موشک زدند، شیفت صبح بودیم. چون تعدادی از خانواده‌ها شبکه‌های بیگانه را دنبال می‌کردند و از قبل زمزمه‌هایی بود، بچه‌ھا را به مدرسه نفرستادند. یکی از بچه‌ھا آمد و گفت می‌خواهند مدرسه را بزنند. گفتم حرف‌های بیگانگان را جدی نگیرید. ساعتی نگذشته بود که یکی از ھمکارھا زنگ زد و گفت چنین اتفاقی افتادہ است و مدرسه میناب را بمباران کردند. گفتم جدی نیست دروغ می‌گویند؛ گفت زیرنویس شبکه خبر هم اعلام کرد. هنوز حرفش تمام نشده بود که چون کتابخانه ما کنار مدرسه دخترانه دبیرستان است، بچه‌ها را به خانه فرستادیم. ھمه با استرس و وحشت داخل کتابخانه می‌آمدند میناب و می‌گفتند واقعا جنگ شده؟ چرا مدرسه؟ چرا دانش‌آموزی که سر کلاس درس بوده؟ بچ‌ھا را آرام می‌کردم و با اینکه خودم دلهره شدید داشتم، دلداریشان می‌دادم و می‌گفتم ان‌شاءالله که دروغ است و اگر هم راست باشد، برای سلامتی دانش‌آموزان و مردم دعا کنید. شما خودتان را نگران نکنید چون آقا را داریم و خدا با ماست. بچه‌ھا را آرام کردم و راهی خانه کردم تا کنار خانوادہ باشند. وقتی اولین تصاویر را دیدیم، تازه فهمیدیم میناب صحرای کربلایی شده است. درد سنگینی بود و ھست. سحر فردا هم برای نماز به مسجد رفته بودیم که شبکه خبر خبر سنگین و بهت‌آور شهادت رهبر انقلاب را اعلام کرد و این داغ سنگین، سنگین‌تر شد. ولی واقعا وقت عزاداری نبود و باید محکم و استوار کار را ادامه می‌دادیم. کتابخانه ما یک پایگاه فرهنگی و اجتماعی در منطقه و شهر ما محسوب می‌شود و مکان امنی برای خانواده تعریف شده است. استرس بچه‌ها و خانواده‌ها و فشاری که وجود داشت و صداهای انفجاری که می‌آمد، بچه‌ها را خیلی اذیت می‌کرد. بعد از آن، تجمعات شبانه شروع شد که قوت قلبی بود.

مشارکت‌دادن اعضا در برگزاری برنامه‌های کتابخانه، راهی موثر برای کاهش اضطراب ناشی از جنگ

برخورداری افزود: وقتی جنگ می‌شود، علاوه بر تبعات اقتصادی و نظامی که دارد، تبعات مهم اخلاقی و اجتماعی و روانی مخصوصا برای کودکان و نوجوانان نیز دارد. بچه‌ها در خانه که بودند، شاید بیشتر حس ناامیدی و ناامنی را حس می‌کردند. با وجود ضعف شدید آنتن‌ها و قطعی مکرر برق، باز هم خانواده‌ها تماس می‌گرفتند و پیگیر بودند تا بچه‌ها در کتابخانه حضور پیدا کنند و ما بتوانیم آنها را مدیریت کنیم. خوشبختانه با همکاری آموزش و پرورش، بسیج و کانون‌های مساجد توانستیم این آرامش و قوت قلب را در سایه کتاب و قصه و بازی به بچه‌ها منتقل کنیم و آنها را جلو ببریم. من فکر می‌کنم در طول جنگ رمضان، ما ۸۰ درصد در حفظ روحیه و آرام کردن اعضا خصوصا بچه‌ها، موفق شدیم و کمک کردیم تا از بحران به وجود آمده فاصله بگیرند. برنامه‌هایی مثل محافل انس با قرآن برای پیروزی رزمندگان، غرفه‌های عرضه کتاب در تجمعات، شناخت سرداران ایرانی و پخش صحبت‌های رهبر شهید را برای کودکان و نوجوانان داشتیم و سعی کردیم ایشان را به بچه‌ها معرفی کنیم و همین باعث قوت قلبشان می‌شد. ما خودمان هم که خالی می‌کردیم، با حضور بچه‌ها انگیزه می‌گرفتیم و همین مسئله شرایطی را پیش آورد که توانستیم جلو برویم. یکی از چیزهایی که خیلی برای ما سخت بود، این بود که ما با میناب ۴۵ دقیقه تا یک‌ساعت بیشتر فاصله نداریم و چون دانش‌آموزان و معلمان را با بی‌رحمی شهید کرده بودند، در سرتاسر جنوب روی بچه‌ها خیلی تاثیر گذاشت و استرس خیلی عجیبی گرفته بودند. یک راهکاری که داشتیم این بود که پویش ختم سوره فتح را که در این استان‌ها برگزار شده بود، با قوت اجرا کنیم. که با حضور کارشناسان مذهبی، محفل انس با قرآن برپا کردیم و خودمان هم فرهنگ رشادت و مقاومت را برای بچه‌ها باز کردیم. بچه‌های ابتدایی به خاطر صحبت‌هایی که در خانه شنیده بودند، ذهنشان درگیر بود و می‌گفتند چرا داریم جنگ می‌کنیم و چرا وارد جنگ شدیم؟ ما هم می‌گفتیم آنها آمدند و زدند و ما اگر متجاوزی وارد خانه‌مان شد، نمی‌توانیم بی‌تفاوت بنشینیم و باید مقاومت کنیم. اگر آقا شهید شد یا بچه‌های میناب شهید شدند، ما خودمان راهشان را ادامه دهیم. کنارش معرفی کتاب‌هایی مثل لاله‌های نوجوان را داشتیم و به جایی رسیدیم که بچه‌ها تعلق‌خاطر ویژه‌ای به پرچم ایران پیدا کردند و امنیت را در صحبت‌ها و رفتار کتابدار احساس می‌کردند. گفتیم تا سرودهای انقلابی را حفظ کنند و بخوانند و یا معرفی کتاب برگزار کردیم تا بچه‌ها از این تنش‌ها فاصله بگیرند. خانواده‌هایشان هم تماس می‌گرفتند و می‌گفتند بچه‌های ما خیلی اذیت هستند؛ می‌گفتیم اگر در همین تجمعات و محیط کتابخانه حضور داشته باشند، خیلی برایشان مفید خواهد بود که همینطور هم می‌شد.

مشارکت‌دادن اعضا در برگزاری برنامه‌های کتابخانه، راهی موثر برای کاهش اضطراب ناشی از جنگ

مسئول کتابخانه شیخ جعفر زمانی تختی اضافه کرد: در زمان جنگ، مدارس تعطیل شد و ما کلاس‌های درس را با همکاری مدارس به کتابخانه منتقل کردیم تا بچه‌ها با آرامش درس بخوانند و از محیط‌های تنش‌زا فاصله بگیرند. برنامه‌ها را در تجمعات شبانه ادامه می‌دادیم تا هم در کنار مردم باشیم هم محیط را تازه کنیم. سعی کردیم جای کتاب و کتابخانه حتی در موقعیت جنگ در میان مردم و بچه‌ها خالی نباشد. الآن هم مدارس جنوب را غیرحضوری کردند و بنا شده تا بچه‌ها برای کلاس‌های رفع اشکال به کتابخانه بیایند تا هم تنش خانواده‌ها کمتر شود و هم بچه‌ها از برنامه‌های مجازی فاصله بگیرند برای همین، قبول کردیم تا کتابخانه شیفت‌بندی شود و کار جلو برود. در فضای مجازی هم پویش‌های سراسری نهاد را احرا کردیم و معرفی کتاب و اجرای سرودهای شبانه بچه‌ها را پیگیری می‌کردیم. در مراسمی که کتابخانه برای بزرگداشت چهلم شهادت آقا و بچه‌های میناب برگزار کرد، همه اجرای سرودها و غرفه کتاب‌ها را کاملا در اختیار بچه‌ها قرار دادیم و مراسم بسیار خوبی شد؛ این برای بچه‌ها قوت قلب بود و حس می‌کردند آنها هم برای ایران مفید هستند و الآن یک اعتماد به نفس خوبی گرفتند. جنگ دوازده روزه هم در دهه ولایت و عید غدیر بود و برنامه‌ریزی کرده بودیم تا غرفه‌ای را به نام کودکان علوی کتابخوان برای حضور در جشن شهر و با حضور بچه‌ها آماده کنیم که خیر رسید سردارانمان را شهید کردند اما شب بعد که عملیات وعده صادق انجام شد، جشن برگزار شد و ما معرفی کتاب، اجرای سرود، نمایشگاه کتاب، نقاشی پرچم روی صورت بچه‌ها، اهدای هدایا و بیعت با شهدای مقاومت را اجرا کردیم که در آن شرایط بسیار تاثیرگذار بود. شب قبل از شروع برنامه هم منطقه را بمباران کردند ولی ما گفتیم بخواهد بزنند، می‌زنند بگذاریم حداقل با همین جشن و اجرای برنامه، مردم و بچه‌ها روح و روانشان عوض بشود.

این کتابدار در پایان، با بیان اینکه جنوب سرافراز ایران با شرایط سخت همچنان ایستاده است، یادآور شد: ما از همان روز شروع جنگ رمضان در شرایط بسیار سختی قرار داریم و تنش وجود دارد اما واقعا مردم جنوب مقاوم‌ هستند. نصف جمعیت حاضر در همین تجمعات شبانه را بچه‌ها تشکیل می‌دهند و این نشان می‌دهد که بچه‌های ما شهادت‌طلب و پیرو مکتب امام حسین(ع) هستند و این راه را با درک و انتخاب خودشان پذیرفتند و پیش می‌برند. ما شب‌هایی را داشتیم که نزدیک‌ترین نقاط را بمباران می‌کردند ولی هیچ کس تکان نمی‌خورد و این را نشان می‌دهد که جنوب همیشه شجاع بوده و هست. من به تک‌تک ھمکارانم در جای جای ایران عزیز و به‌خصوص، همکارانم در استان هرمزگان افتخار می‌کنم که مثل همیشه با ھمه سختی‌ھا و مشکلات، پای کار مردم و ایران اسلامی همیشه سربلند ایستاده‌اند.